تبليغاتX
آرامش زندگی!


آرامش زندگی!

فاصله من تا خوشبختی به اندازه فاصله من تا خودمه!



سلاااااااااام

ایشالا که همتون خوبو خوشو سر حال باشید،نه مث من مریضو بیحال و داغون...

من نمیفهمم چه موقع مریض شدنه آخه؟؟؟؟؟؟؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com روز جمعه از صبح هر چی میخوردم احساس میکردم ۲،۳ دیقه بعدش معده م کاملا خالیه خالیه....تاااااااا ساعته ۷:۳۰ ،۸ همینجوریادامه پیدا کرد تا اینکه من باز احساسه گشنگی کردمو یه کلوچه هم خوردم...آقا ۵ دیقه بعدش احساس کردم این معده ی محترم مث سنگ سفت شده!!!!!!!!! انگار بجای ۱ کلوچه،۱ کارخونه کلوچه خوردم...اولش هر نیم ساعت ۱ بار درد میگرفتو خوب میشد...منم که هم پررو هم شکموتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comابدااااااا به روی خودم نیاوردم،رفتم با بابا و مامانو پریسا (دخمل عمه جوووووووونم) بیرون،۱ شاتوت بستنی هم خوردمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com دیدم یه کوچولو دردم بیشتر شد،وقتی اومدیم خونه هم که خب بالاخره شام میخواستم بخورم دیگه(به جووووووونه خودم اگه نمیخوردم مادر خانومی ناراحت میشدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com) اما اینبار دیگه محض احتیاط قبلش ۱ قرص معده خوردمو با خیاله راحت شام میل کردم ....یه کمی بعدش دیدم این درد معده م حدودا ۱۰ دیقه به ۱۰ دیقه شده،یه کمی هم شدتش بیشتر شده،در حدی که دولا دولا راه میرفتم...باز بروی خودم نیاوردم،گفتم میرم میخوابم خودش خوب میشه...

فقط همین قدر بگم که بحدی درد داشتم که تا صبح حتی ۱ لحظه نتونستم بخوابم...شب وحشتناکی بودتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com واسه همین شنبه هم به هیچ کارم نرسیدم،چون هم شب نخوابیده بودم،هم هنوز یه کم دل درد داشتم،هم پا درد(که حالا اونم یه قضیه داره که حوصله ندارم بگم) خلاصه اینکه ...بعلهههههتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

حالا به نظر شما دلیله این معده درد چی بودتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com؟؟؟اون موقع که من احساسه گشنگی میکردم،واقعا گشنه بودم یا...تو روحه احساسم...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com؟؟؟شایدم همه ی اون چیزایی رو که خورده بودم یه گوشه قایم شده بودن،بعد ییهو پریده بودن بیرونو خودشونو نشون داده بودن!!!!!!!!!!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تازه شم...کلی مریضی های مختلف اومد تو ذهنم،مث...آنفولانزای نوع آ،مشکله صفرا،وبا،خونریزی معده،خونریزی مغز!...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com و خیلی چیزای دیگهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دیگه بذارین یه کمی هم از دانشگاه بگم...

روزه اول که رفتم که در واقع نرفتم! این از این... روزه دوم که رفتم،من رفتم اما کاش نمیرفتم! چون تا ۱۱ که کلاس نداشتم،آهان البته ۱ کاره مهم داشتم،اونم اینکه...این دانشگاهه کوفتی واسه خودش قانون گذاشته که هر ترم فقط یه درس از گروه معارف میتونیم بر داریم،اما خب من ۴ تا درس از همین گروهه میخواستم و چون ترم آخر میباشم باید اونروز میرفتم،اول که رفتم تو یه صف وایسادم به چه درازیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com بعده ۲ ساعت میگن فایل باز نمیشه،باید تصویه حساب میکردین!!!!!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com حالا فک کن من همون موقع ۴۵۰۰۰۰تومن از کجا بیارم که بریزم تو حلقه دانشگاه؟؟؟؟؟؟بعد از کلی بالا و پایین رفتن و جیغ و داد کردن سر اینو اون که ما نمیدونستیم...بالاخره فایلها رو باز کردن،بعد مدیر گروه معارف گفت درسایی رو که میخواین با شماره گروه بنویسین بدین،خودم انجامش میدم تا عص هم ثبت میشه...منم میخواستم تاریخ تحلیل رو روز ۳ شنبه عصر با یه استادی بردارم که خیلی ماهه،اصنم به حضور و غیاب کاری نداره،اندیشه ۲ رو هم ۲ شنبه با اونم یه استادی که اگه بهش میگفتم ترمه آخرمو اصن نیام قبول میکرد(آخه ۲شنبه ها فق همون ۱ درسو داشتم)اینا رو نوشتمو دادم به اون آقاهه...حالا عصری اومدم رفتم تو سایت دانشگاه میبینم این ۲تا رو با هم جابجا کرده،جفتشم افتاده با ۲ تا استاده... و این یعنی اینکه من باید سر همه ی کلاسا حضور بهم برسونمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com فک کن...!

*دوستانه گرامیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comکامپیوتر عزیزم پکیدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com     ولم کنننن.....بذار گریه کننننننننننننننننم....

واسه همین ادامه ی این پستو تو آینده ی ...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com نمیدونم دیر یا نزدیک! میذارم.

تا بعد...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده در یکشنبه 19 مهر1388ساعت 12:13 PM توسط مریم| |

 

 

خدایا مگذار دعا کنم که مرا از دشواری ها و خطر های زندگی مصون بداری،بلکه دعا کنم تا در رویارویی با آنها بی باک و شجاع باشم.

مگذار از تو بخواهم درد مرا تسکین دهی،بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخش....

نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 8:20 AM توسط مریم| |

سلامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خوبین؟خوشین؟دماغتون چاقه؟

من که خوبم...خوبه خووووووووووووووب

میدونم که ۶ روز از اوله مهر گذشته اما این پستی که میخوام بذارم در مورد اوله مهره...یعنی کلا روز اوله ساله تحصیلی

۱ـروز اول پیش دبستانی:خب بالاخره من یه دختر یکی یه دونه بودم که کلی هم به مادر خانومیش وابسته بود،حالا فک کن منو بردن گذاشتن اونجا...همه چی به خوبیو خوشی گذشت تاااااااااااا موقعی که زنگ خورد و ما باید تشریفمون رو میبردیم منزل....بدو بدو اومدم تو حیاط و دیدم اوووووووووووووووووه ....یه عاااااااااااااااالمه مادر خانومی اومدن دنباله بچه هاشون...هی اینورو نگاه کردم،اونورو نگاه کردم (البته اینا همش در حد ۱۰ ثانیه طول کشیدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com) دیدم نه خیر،انگاری مادر خانومیه من یادش رفته بیاد دنبالم در نتیجه همون وسط حیاط ۴ زانو نشستمو شروع کردم دقیقا به پهنای صورتم اشک ریختنتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

به نظر خودم که خیلی طول کشید اما مادر خانومی گفت ۲ دیقه بعد از باز کردنه در مدرسه اومده تو و دیده که من دارم زار زار گریه میکنمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com تازشم اینکه از کلی وقت قبلش پشته در بوده ولی چون شلوغ بوده نتونسته زود بیاد تو...در عوض این درسه عبرتی شد واسه بقیه ی مادر خانومی ها که هر وقت شلوغ بود راهو واسه مامی جانه بنده باز میکردنو میگفتن شما زود برو تو که الان مریم فک میکنه نیومدی دنبالشتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تازه من بخاطره قیافه ی مظلومم کلی مورد توجه مربی ها و بچه ها بودم مثلا اینکه یه پسره تو کلاسمون بود اسمش علیرضا بود،از اون بچه های شر بود که همه رو میزدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com...اما...عمرا دستش به من نرسید...آخه ۲تا از پسرای دیگه (یاشار و مهدی)همیشه دنباله من بودن که کسی اذیتم نکنهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اونم جرات نمیکرد بیاد طرفم،فقط ۲،۳ بار مهدی بجای من کتک خورد (اشکالی نداره،عوضش مرد بار اومد)

۲ـروز اوله اول دبستان:اول از همه اینکه اون روز با یه دختر تپلی دوست شدم که اتفاقا اون هم اسمش مریم بود بعدشم مامانامون فهمیدن که تو یه دبیرستان درس میخوندن و کلی باهم دوست شدن...هنوزم با هم دوستیم....الان مریم ترم آخره کشاورزیه یه اتفاقه دیگه ی روز اول این بود که من از معلمم اجازه گرفتم که برم آب بخورم،اما انقده این مدرسه بزرگ و پیچ در پیچ بود که وقتی خواستم برگردم یادم نبود چند طبقه اومدم پایینتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comواسه همین یه عالمه واسه خودم تو مدرسه چرخیدم تا ناظممون دید من سرگردونم اسمه معلمم رو پرسید بعد منو برد سر کلاسمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com   دیگه همین!

۳ـروز اوله راهنمایی:هیچ مطلبه خاصی یادم نمیاد از روز اول اما تا دلتون بخواد از شیطونی های وسط سال یادمه که چقدر کارم به دفتر میکشید انقدر که شر بودم معلمای بیچاره هر چی جامو عوض میکردن افاقه نمیکرد و من بازم کاره خودمو میکردم!

۴ـروز اول دبیرستان:روز اول مثله یه خانومه با شخصیت رفتم مدرسه و دیدم تو حیاط پره آدمه که مث مارمولک!چسبیدن به دیوار که اسمه خودشونو از توی لیسته کلاسا پیدا کنن...منم چادرمو بستم به کمرم!(آخه مدرسه مون چادری بود) و به جمع مارمولک ها ! پیوستم...ولی... هرچی اون لیستا رو زیر و رو کردم اسمه خودمو ندیدم.فک کن!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com از بین اونهمه آدم اسمه منو یکی دیگه (ارغوان که بعدا با هم دوست شدیم) توی لیست نبود....میبینی تو رو خدااااااااا....از همون روز اول پای ما به دفتر باز شدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com خلاصه رفتیم پیشه ناظم و گفتیم اسممونو پیدا نکردیم،اونم گفت برید سر کلاسه ۳/۱ ما هم رفتیم،همچین که در کلاسو باز کردیم دیدیم یه شیر غران !!!!!!!!آماده ی حمله استصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com بلا نسبته سگ برگشته با جیغ میگه " تا حالا کجا بودین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ " (یکی نبود بگه آخه آدم!ما که روز اوله اومدیم تو این مدرسه کجا رو بلدیم که بریم؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com) منو ارغوان هم مث بید داشتیم میلرزیدیم....یه کم همو نگاه کردیمو گفتیم کلاسمون مشخص نبود واسه همین دیر شد،یه چپ چپ نگاه کرد و گفت دفه ی آخرتون باشه...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نکته ی جالبتر اینکه همه ی جاها پر شده بود و ما جا نداشتیم که بشینیم...معلمه گفت جا بدین بشینن...هیشکی اصن به روی خودش نیاوردتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com،یهو دوباره جیغ زد " میخواین من پاشم اینا بشیننتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟" این دفه همه جابجا شدن و منو ارغوان یه عالمه گزینه ی انتخاب داشتیم ارغوانو یادم نیست،اما من پیشه هدی و مرجان نشستم... هنوز هدی یکی از بهترین دوست جونامه،هرچند که خیلی وقته ندیدمش...از همین روزا شروع میکنه واسه ارشد خوندن...همین محیط زیست،گرایش ارزیابی.

۵ـروز اول دانشگاه:۱) از سرویس جا موندم! ۲) کلاسه ریاضیمون زودتر از اون ساعتی که تو پرینت بود شروع شد،پس به اون هم نرسیدم! ۳) دیگه چیزه خاصی که قابله گفتن باشه یادم نیست!

بلهههههههههههههه، و این بود خاطراته سالها تلاشو کسب علم

این ترمه آخری هم که شروع شده...ولی کی حال داره که بره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته من که یحتمل فردا میرم... ولی دانشگاه بی نگین زیاد خوش نمیگذره کهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

واسم دعا کنید که خداوند یک همتی عظییییییییییییم بده که من پایان نامه مو اول شروع کنم! بعدشم تا آخر آذر تموم کنم که دی ماه دفاع کنم....چون اصن نمیتونم به این فک کنم که تا خرداد معطله یه پایان نامه بمونم...

همییییییییییین دییییییییییگهههههه....

آهان این روزام که همینجور عروسی پشت عروسی....منم واسه همین با چند روز تاخیر این پستو گذاشتم  ایشالا بخته همتون (هممون!) زودتر باز بشه....تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تا بعد....تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 2:24 PM توسط مریم| |

چقدر روزای بدی رو میگذرونم............

چقدر یه وقتا احساسه پوچی میکنم................

روزای سختیه..................

سختتر اینه که دردمو نمیتونم بگم.............

همینطور هم نمیتونم از کسی توقعه کمک داشته باشم.................

مخم کاملا خالی شده.................دیگه نمیتونم فکر کنم..............

نمیدونم چی میخوام...........میخوام چیکار کنم...............

حتی نمیدونم چرا دارم اینا رو مینویسم.............

.........................................

 

 

نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 9:25 PM توسط مریم| |

چه روزه مزخرفو بد و گندیه امروز....

دیگه نمیتونم تحملش کنم...

نمیدونم چرا تموم نمیشه....

اااااااااااااااااااااااه....

نوشته شده در جمعه 13 شهریور1388ساعت 6:31 PM توسط مریم| |

پروردگارا!
به من آرامش ده

تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.

نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 10:1 AM توسط مریم| |

سلام...

الان دقیقا قیافه م دیدنیه...

اندکی شبیه ! و اندکی هم شبیه ؟

تو سرم هم پره از همین علامتاست؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟؟!!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!........................

راستشو بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شده قضیه ی همون که میگه من کی ام ؟اینجا کجاست؟....شایدم بدتر از اون.حیف که اصلا نمیتونم توضیح بدم....بابا یکی منو درک کنه خب،یکی دلش بسوزه واسم،یکی دسته نوازش به سرم بکشه....

ایییییییییییییییییی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....................................

جوووووووووووووووووووووووووونه من یکی به دادم برسه منو از اینهمه سر در گمی در بیاره......

یه ادم پیدا شه بگه من باید چیکار کنم....

مااااااااااااااااااااامااااااااااااااااااااااان

** دوستان ممنون از اینکه واسم نظر میذارید،اما اگه لطف کنید و اسمتونو بذارید بهتره،چون اینطوری واقعا متوجه نمیشم که نظر ماله کیه...مرسی

 

نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388ساعت 1:46 PM توسط مریم| |

سلام برو بچ و دوستای ....خووووووووبم

بدون هیچ مقدمه چینی و از این حرفا میرم سر اصل مطلب...

امروز تولد بهترین دوست جونه دنیاست (به جوووووووونه خودم)

منو نگین از ترم دوم دانشگاه باهم دوست شدیم،البته قبلشم که خب هم همرشته بودیم هم با یه سرویس میومدیمو میرفتیم...اما نمیدونم دقیقا من نگینو تحویل نمیگرفتم، یا نگین منو تحویل نمیگرفت،یا جفتمون همو تحویل نمیگرفتیم...! راستشو بخواین اصلا و ابدا هم یادم نمیاد که چی شد که با هم دوست شدیم،یعنی اون اوله اول چطوری سر حرف باز شد و ارتباطمون شروع شد(خدا وکیلی هرچی تو این 2،3 روزه به مغزم! فشار آوردم یادم نیومد)ولی در هر صورتدیگه اینو یادمه که از آخرای ترمه 2 دیگه خیلی باهم جور شدیم(حالا دلایلش بماند)تااااااااااا الان.(بترکه چشم حسود)

امروزم تولد نگین جوووونه."آبجی جووووونی تولد 1000 بار مبارک.ایشالا که 120 ساله بشی.ایشالا که تو زندگیت به هرچی که میخوای برسی.امیدوارم از این به بعد تا آخر عمرت فقط و فقط آدمای "آدم" تو زندگیت بیان،و آرزو میکنم که همیشه شاد باشی و لبت خندون باشه.

یکسری عکس گذاشتم از خودم و نگین  با توضیحات مختصر که هرکدومش یه دنیا خاطره س.

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

اول به اون آینه ی تو دسته دوست جونم دقت کنید!اینجا سلف دانشگاهه که خیلی وقتا بجای آرایشگاه هم استفاده میشد دوم اون بیسکویت "دیجستیو" نگین جونه(خداییش تو از اول هم استعداد رژیم گرفتن داشتی)(فک کنم ترم ۴ باشه)

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

توی" زرین"فست فود روبروی دانشگاه،این کته نگین هم که تنشه ۲ ترم پیش تو کافی نت دزدیدن(تاریخه عکسو یادم نیست)

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

از طرفه انجمن رفته بودیم شمال،این آقای محترم هم دکتر کاردار جووووونه(اردیبهشت ۸۶)

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

منو دوست جون تو میدونه نوبنیاد،یادش بخیر(فک کنم این عکس ماله بهار ۸۶ باشه)

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

تولد من (اردیبهشت ۸۷)

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

خونه ی نگین اینا(مرداد ۸۷)

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

بازم خونه ی نگین اینا(فک کنم زمستون پارسال بوده)

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

اینم عکسه آخر که ماله ۳۰/۳/۸۸ هستش،سلف پسرای دانشگاه،من امتحانه حفاظت خاک داشتم نگین رسم فنی...به جزوه های جلومون و قیافه هامون اگه دقت کنید متوجه عمق فاجعه امتحانا میشید

ستاره هم اون وسط سرمون جیغ جیغ میکرد که امتحان داریم اونوقت نشستین عکس میگیرید این عکسو بهناز جووووون گرفته جاش کنارمون خالیه

عکسا خیلی زیاد بودن اما دیگه من وقت نداشتم که آپلود کنم،خصوصا با این سرعت بالای اینروزای نت!

خلاصه اینکه،این همه عکس گذاشتمو صغری کبری !چیدم که در نهایتش بگم "آبجی جونم کلی دوستت دارم،بازم تولدت مبارک...سعی کن هر چه زودتر کیک تولدتو بدی  هرچند که من تو اون شرایطی که خودت میدونی نشد بهتون شیرینیه تولدمو بدم ولی تو آدم باش (یعنی آدمه خوبی باش) و منو شرمنده کن و زودتر یه فکری بکن که هوسه کیک تولد کردم

دیگه فعلا عرضی نیست

تا بعد...

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

** متاسفم برای کسایی که فرهنگه وبلاگ خونی و استفاده از اینترنت رو ندارن،حتی لایق جواب دادن هم نیستن.فقط اینکه دوستای گلم مجبورم نظراتو تائیدی کنم

 

 

نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 11:22 AM توسط مریم| |

ای داد بیداد از این روزگاااااااااااااااااار.....................

 

نوشته شده در سه شنبه 16 تیر1388ساعت 1:13 AM توسط مریم| |

سلام دوستای خوبم...

بالاخره امتحانای این ترم هم تموم شد البته یه جورایی جونه منم دیگه داشت تموم میشد انقدر که این چند وقته سختو عذاب آور گذشت...

اما بهرحال و با هر جون کندنی که بود تموم شد...

فقط اینکه این امتحان آخریو زیاد جالب نبود،دعا کنید که پاس بشه فقط

الان خیلی خیلییییییییییی خسته م ولی تو اولین فرصت میامو یه پسته خوب (یعنی سعی میکنم) میذارم

دیگه برم که اگه خدا خواستو یاری کرد بعد ۳،۴ هفته درستو حسابی بخوابم.

شب خوش

نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 0:33 AM توسط مریم| |


Design By : Night Skin